





| 24 | امروز | ![]() |
| 225 | دیروز | ![]() |
| 249 | این هفته | ![]() |
| 1964 | هفته گذشته | ![]() |
| 5647 | این ماه | ![]() |
| 9204 | ماه گذشته | ![]() |
| 70516 | کل بازدیدها | ![]() |
IP شما: 38.107.179.217
,
امروز: 01 خرداد 1391
همروی بالگرد 214
راوی: سرهنگ خلبان، محمدتقی آقاسیان.
بسیاری از آدمها در مقام حرف یکهتاز هستند و ساعتها سخنرانی میکنند؛ اما در مقام عمل پایشان میلرزد. یکی از مأموریتهایی که با کشوری همراه بودم یا بهتر بگویم شانس حضور پیدا کردم تا بتوانم درسی از آن بزرگوار بیاموزم، مأموریتی در حوالی صلحآباد و مهران بود. در این عملیات سه فروند بالگرد 214 میباید برای فراهم شدن مقدمات عملیاتی علیه دشمن، تعدادی تجهیزات و مهمات میبردند و دو فروند بالگرد کبرا هم وظیفة محاظفت ما را به عهده داشتند که خلبانی یکی از کبراها با فرمانده، احمد کشوری بود. محل انتقال مهمات و تجهیزات ارتفاعی بود که پشت آن ارتفاع دیگری قرار داشت و عراقیها در پشت آن ارتفاع مستقر بودند و اگر ما کمی اوج میگرفتیم، دشمن ما را میدید. به همین خاطر میباید همزمان، همة گروه پروازی شامل سه فروند بالگرد 214 و دو فروند بالگرد کبرا با هم روی منطقه میرفتیم و به ترتیب در پایین آن ارتفاعات مینشستیم و کبراها علاوه بر حفاظت ما، در قسمت غرب منطقه دور میزدند تا جهت را به ما نشان دهند و ما را هدایت کنند. رفتن بالگردهای 214 هم تکتک صورت میگرفت. یعنی یک فروند مهماتش را خالی میکرد و برمیگشت. بعد بالگرد دیگر میرفت. من خلبان اولین بالگردی بودم که انجام وظیفه کرد. مأموریت دومین پرنده هم با موفقیت انجام شد. سومین بالگرد برای انجام مأموریت عازم شد، اما محل مورد نظر را گم کرد و سامانة رادیوییاش هم از کار افتاد، هر چه تلاش کردیم با هیچ رادیویی نتوانستیم با خلبانش تماس بگیریم. بالگرد هم با سرعت در ارتفاع پایین در حال پرواز بود و اگر همین طور ادامه میداد با یک کالیبر کوچک دشمن ساقط میشد. ایما و اشاره ما هم تأثیری نداشت و او همچنان به مسیر خود ادامه میداد. در آن لحظه کشوری با جسارت و شجاعت تمام، مسیرش را تغییر داد و با سرعت خود را به نزدیکی بالگرد 214 رساند و به دشمن پهلو داد و طوری قرار گرفت و جلو او را سد کرد تا به خلبانش بفهماند که مسیر را اشتباه میرود. خلبان 214 هم سریع تغییر جهت داد و برگشت. در یک لحظه دیدیم از بالگرد احمد دود بلند میشود. بچهها ناراحت شدند و با تأسف فکر کردند که بالگرد احمد را زدند!
اما دیدیم خوشبختانه بالگردی کشوری تیر نخورده، بلکه آن دود مربوط به موشکی بود که احمد سمت دشمن شلیک کرده بود و ما اشتباه دیده بودیم. کشوری هر چه مهات داشت بر سر دشمن ریخت و نه تنها آن بالگرد و خلبانهایش را نجات داد، بلکه به دشمن خساراتی نیز وارد کرد. از صمیم قلب میگویم که در آن روز با تمام وجودم رشادت و شهامت بینظیری را از یک فرمانده لمس کردم و از آن پس هر وقت اسمی از جسارت و شهامت میشنوم، ناخودآگاه ذهنم متوجه کشوری میشود.










نظرات
حقا که مردی امروز که سالگرد شهادت توست به یادت اشک میریزیم باشد که راهت را نیز بتوانیم ادامه دهیم............ زنده است شهید احمد کشوری و محمد کشوری ما مرده ایم که در این دوران خوابیم
آر اس اس برای نظرات این مطلب.